محمد مهدى ملايرى
305
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آنچه در اين مختصر در اين زمينه خواهد آمد تنها بخشى از آن است كه به موضوع سخن در اين گفتار ارتباط مىيابد . هنگامى كه به تيسفون خبر رسيد كه از مدينه سپاهى عظيم از مردان جنگى و قبايل مختلف صحرانشين به سوى ايران در حركت است ، رستم سپهسالار كشور هم لشكرى بياراست و در صدد بود كه آن را به فرماندهى يكى از سرداران خود به مقابلهء آنها بفرستد ، چنان كه در حملهء پيش كرده بود . ولى يزدگرد به او دستور داد كه خود فرماندهى آن لشكر را بر عهده گيرد و با تمام نيرو به مقابلهء آنها شتابد و كار را يكسره كند . سپهسالار جنگديده و كارآزموده كه اين دستور را دور از احتياط و مخالف با اصول جنگ و دفاع مىدانست ، و در اجراى آن مخاطرات فراوان مىديد ، كوشيد تا با بيان آن اصول و شرح آن مخاطرات وى را از آن تصميم باز دارد . ولى در آن كار توفيقى نيافت . از اصولى كه به او گوشزد كرد يكى اين بود ، كه در آن وضعى كه پيش آمده به هيچ روى نبايد در جنگ شتاب كرد ، بلكه بايد با تأنّى و تدبير گام برداشت ، و تا آنجا كه ممكن است نبرد اصلى را به تأخير انداخت ، و كوشيد تا مهاجمان را خسته و فرسوده ساخت ، و براى اين كار بايد لشكرى آماده ساخت و به ميدان فرستاد و پيوسته آن را مدد رسانيد ، اگر آسيبى به آن رسيد آن را تلافى كرد ، و اگر هم شكست يافت ، لشكر ديگرى را جاىگزين آن ساخت ، و پيوسته آن كار را از راههاى مختلف تكرار كرد تا مهاجمان خسته و فرسوده گردند ، آنگاه با يك حملهء بزرگ و فراگير آنها را تارومار ساخت . وى افزود ، به همين دليل است كه سپهسالار كشور ، يعنى كسى كه مشرف به همهء امور جنگى و دفاعى كشور و عهدهدار ترتيب لشكرها و آرايش جنگى و تهيّهء وسائل آنها است ، نبايد خود به ميدان جنگ رود ، جز در هنگام ضرورت ؛ يعنى وقتى كه تدبيرهاى ديگر به نتيجه نرسد و چاره منحصر بفرد گردد . در آن هنگام است كه وى با تمام نيرو به مقابلهء دشمن خواهد شتافت ، و اكنون نه آن هنگام است .